اسكندر بيگ تركمان
878
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بدام آمده بود صلاح دولت ندانسته رخصت توقف الكاء نيافت اما به همان طريق معزز و محترم [ 625 ] در ركاب اقدس ميبود و حكومت كارتيل بدستور سابق بوكلاء و گماشتگانش متعلق بود و كوتوالى قلعه تفليس را بآقا سهراب لاريجانى و سيصد نفر از تفنگچيان رستمدار رجوع نمودند باقى احوال لوار - صاب در سال آينده مرقوم كلك بيان ميگردد در اين اثناء خبر رسيد كه عيسى خان كه بحكومت كاخت منصوب گشته بود چون بشرف اسلام مشرف بود كسر حرمت صليب و رهبانان ازو بظهور ميآمده گرجيان بمغايرت ملت از او آزرده شده آميزش نمينمودهاند و او از بيم آنكه مبادا طبقهء نصارى در غيبت موكب همايون مضرتى به او رسانند ترك حكومت كرده بجانب دار الارشاد اردبيل رفته بنابر آن بيكتاش بيك يوزباشى تركمانانرا با جمعى از قورچيان عظام بقبضهء ز كم فرستادند كه محافظت آن بلده نمايند و داود بيك وكيل به همان دستور فاتق مملكت باشد كه اگر بعد از اين طهمورث نشاء دولت روز افزون داشته باشد و روى ارادت بدرگاه گيتى پناه آورده غبار زلات خود را بزلال خدمتكارى و اخلاص گزينى شست و شو فرموده از تفليس كوچ كرده متوجه قراباغ شدند . چون هواى آن ولايت از غبار سم سمند صبا رفتار عطر بيز گرديد همچنانچه سخنور نامى شيخ نظامى در وصف آن سرزمين گفته بيت ز دراج و تيهو و كبك و تدزو * نه بينى تهى سايه بيد و سرو همواره به شكار تيهو و دراج نشاط افزا بودند در اين اثنا نشاط قمرغه از خاطر خطير سر زده عساكر ظفر نشان براندن جانوران شكارى مأمور شدند در صحراى آغجه بدى جرگه دست بهم داد گوزنان فربه سرين و غزالان رشك آهوى چين و اقسام وحوش در قمرغه جمع آمده حضرت شاه و الا جاه ظل الله با مخصوصان و مقربان بساط عرت بقمرغه درآمده جانوران شكارى را كه بتك پا بر شمال و صبا پيشى رجوع شاه عباس از سفر گرجستان و ورود برشت گرفتندى بنوك ناوك دلدوز از پاى درميآوردند و چون جرگه بسان دل دشمن تنگ حلقه گرديد حاضران موكب اعلى آهويان گريز پاى را دستگير ميكردند از بسيارى شكار شماره آن از تخمين و قياس بيرون بود و تا ده مرحله گوشت شكار در اردوى اعظم بسيار و بيقدر و مقدار بود در آن عرصهء نشاط عيسى خان كه ترك حكومت گرجستان كرده باردبيل رفته بود آمده سعادت بساط بوسى دريافت و معاذير دلپذير در آن ماده القا نموده حضرت اعلى از وفور رضاجوئى و شفقت عذر پذير گشتند و بدستور ملازم ركاب اشرف گرديد . چون كنار رود ارس مضرب خيام شهريار دادرس گرديد چند روز در آنجا بسان عساكر ظفر نشان و انجاح مطالب سپاهيان پرداخته فوج فوج رخصت يافته بمنازل خود رفتند و موكب نصرت نشان بعزيمت قشلاق مازندران از راه قزل آغاج و آستارا دريا كنار كه در نزاهت و خرمى سراسر آن از خلد نشان ميدهد بالكاء گسكر رسيده منازل مرتضى قليخان ولد اميره سياوش حاكم گسكر محل نزول ورود شاه عباس بفرح آباد مازندران خسرو فريدونفر گرديد در آنجا چند روزى مزاج اشرف از جاده اعتدال منحرف گشته اندك عارضهء طارى شد ارباب اخلاص نذور و تصدقات بارباب استحقاق رسانيدند و دعاى بيرياى ضعفا و مظلومان كه بيمن معدلتش از